السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

249

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

( باب نهم ( در باره داستان حضرت يعقوب و يوسف ( ع ) ) ) تفسير ( على بن ابراهيم ) با استناد به جابر بن عبد اللَّه انصارى در بارهء اين آيه از گفتار خداى متعال إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ [ 1 ] ، ( من در خواب يازده ستاره و خورشيد و ماه را ديدم كه براى من سجده مىكنند ) مىنويسد : آن ستاره‌ها : طارق ، حوبان ، ذيال ، ذو الكتفين ، وثاب ، قابس ، عموران ، فيلق ، مصبح ، صبوح ، غروب و ماه و خورشيد بودند كه همگى محيط بر آسمان هستند . از امام باقر ( ع ) در بارهء تأويل اين رؤيا نقل شده : تأويل آن اين بود كه يوسف به زودى پادشاه مصر شده و پدر و مادر و برادرانش بر او وارد مىشوند . امّا خورشيد مادر يوسف ، راحيل و قمر پدر او يعقوب و ستاره‌ها برادران او هستند كه وقتى در مصر بر او وارد مىشوند ، سجدهء شكر الهى را بجا مىآورند و از هيبت و جمال يوسف خدا را سپاس مىگويند و اين سجده براى خداوند بوده نه براى يوسف . در ادامه مىفرمايد : يوسف داراى يازده برادر بود كه فقط يك برادر او از نظر مادر با او يكى بود كه نامش بنيامين بود و پدر او يعقوب ( ع ) اسرائيل اللَّه بود ، يعنى خود را براى خدا خالص كرده بود و يوسف ( ع ) در وقتى كه نه سال داشت اين خواب را ديد و آن را براى پدر نقل كرد ، امّا پدر به او فرمود : ( اى پسرم اين رؤياى خود را براى برادرانت بازگو مكن [ 2 ] ) . يوسف ( ع ) بسيار زيبا رو بود و از نظر چهره زيباترين مردم عصر خود بود و يعقوب ( ع ) او را بسيار دوست مىداشت و وى را بر ساير فرزندان خود ترجيح مىداد ، در نتيجه برادرانش به او حسد ورزيدند و مطابق حكايت قرآن ميان خود گفتند : ( يوسف و برادرش نزد پدرمان از ما محبوبترند [ 3 ] ) . بنا بر اين تصميم گرفتند يوسف را به قتل رسانند تا توجّه پدرشان را معطوف به خود سازند .

--> [ 1 ] سورهء يوسف ، آيه 4 . [ 2 ] سوره يوسف ، آيه 5 . [ 3 ] سوره يوسف ، آيه 8 .